close
تبلیغات در اینترنت
مطلب طنز و جالب “دانشگاه از دید یک عاشق…”
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 50
کل نظرات : 32

بازديد امروز : 49 نفر
بارديد ديروز : 4 نفر
بازديد هفته : 53 نفر
بازديد ماه : 86 نفر
بازديد سال : 434 نفر
بازديد کلي : 30,421 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
خواستگاری طنز بازديد : 503
شعر مامان دوز بازديد : 269
درس زندگی بازديد : 239
شعر نو بازديد : 229
شعر طنز بازديد : 215
بچه که بودیم ....! بازديد : 211
سری جدید پ ن پ بازديد : 211
نظرسنجي
مطالب مندرج در وبلاک را چه طور ارزیابی میکنید؟







پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
به وبلاگ من خوش آمدید !

ورود شما دوستان عزیز را به وبلاگم خوش آمد میگم خواهشمند است بعد از بازدید اظهار نظر یادتون نره.......!   

**با تشکر مدیریت وبلاگ** 

abass_gholami65@yahoo.com

مطلب طنز و جالب “دانشگاه از دید یک عاشق…”

شنبه

همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.
هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:‍« ببخشید» من که می دونستم…

تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد. منظورش چی بودآره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم .

یکشنبه

امروز ساعت ? به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود
و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت:« ببخشید آفا می شه شیشه ی پنجرتونو ببندین.
من که می دونستم منظورش چی بود. اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه.» مثه روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش.
راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگسم ازدواج کنم

دوشنبه

امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم.
بعد از کلاس، مینا یکی از هم کلاسیهام جزوه ی منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود.
حتمآ مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه.
راستیتش منم از مینا بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم

سه شنبه

امروز روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.
فقط یکی از من پرسید:« آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟.» من که می دونم منظورش چیه. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود احتمالا استقلالیه وقتی جریانو به دوستم گفتم به من گفت:« ای بابا بدبخت منظوری نداشته. »
ولی من می دونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش می شه. حالا به کوری چشم دوستم
هم هر جور که شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه

امروز وقتی که داشتم وارد سلف می شدم یه مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه
ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید:« ببخشید آفا! دانشگاه پرستاری کجاست؟»
من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستیه خودم موندم که چه طور دختر ساوجی هم منو شناخته
و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون.
تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره که از عشق من پیر بشه

پنج شنبه

یکی از دوستای هم دانشگاهیم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد.
من که می دونستم از این نوشابه گرفتن منظورش چیه! می خواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرآ قبول کنم.

جمعه

امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودمو می دیدم.
عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتمو تو کاسه ی عسل فرو می بردم که … مادرم یهو از خواب بیدارم
کرد و بهم گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نونوایی بودم دخترخانمی ازم پرسید:
«ببخشید آقا صف ? تایی ها کدومه؟» من که می دونم منظورش چی بود اما عمرآ باهاش ازدواج کنم.
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد.

شنبه

امروز

امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت
« نمیخواد دانشگاه بری. امروز جواب نوار مغزت آمادست. برو از بیمارستان بگیر.»… وقتی به آزمایشگاه رسیدم
از خانم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت: «آقا لطفآ چند دقیقه صبر کنید.»
من که می دونستم منظورش چیه …. حتما میذونه میرم دانشگاه واز من خوشش اومده…!!!

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 94

بازديد : 454
[ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 13:0 ] [ عباس غلامی ]
آخرين مطالب ارسالي
نصیحت هایی برای رفتن به خواستگاری-طنز تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
چهل کار نا ممکن دخترها تاريخ : سه شنبه 05 اردیبهشت 1391
انرژی مثبت فوق العاده ای وارد ذهنتان کنید تاريخ : سه شنبه 15 فروردین 1391
این مطلب فقط جنبه طنزگونه دارد ، ولاغیر ! تاريخ : سه شنبه 08 فروردین 1391
خواستگاری طنز تاريخ : سه شنبه 08 فروردین 1391
چطور روی اعصاب دخترا راه بریم تاريخ : سه شنبه 08 فروردین 1391
وِیژگی های یه دختر خوب تاريخ : سه شنبه 08 فروردین 1391
پنجمین مقایسه بین دو جنس مخالف (طنز) تاريخ : یکشنبه 21 اسفند 1390
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط joker در تاريخ 1390/12/19 و 11:54 دقيقه ارسال شده است

کو دانشگاه داداش


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

مطالب تصادفي
آرشيو
جست و جو